الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
330
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
نيست چه رسد از نظر بلغاء و ادباء عرب ، آنها پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به دروغ گفتن نسبت مىدادند شعر هم به دروغ تعبير شده است و شاعر به دروغگويى ، تا جائى كه قرآن در وصف عموم شعراء مىگويد : ( وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ - 24 / شعراء ) تا آخر سوره . و از آن جائى كه شعر جايگاه دروغگويى است ، گفته شده « أحسن الشّعر أكذبه » بهترين شعر دروغينترين آنهاست . بعضى از حكماء گفتهاند : « لم ير متديّن صادق اللّهجة مغلقا فى شعره » يعنى : هيچ متديّن راستگويى و صادق اللّهجهاى ديده نشده است كه در شعرش سر آمد باشد . مَشاعِر : حواس و مدركات ، در آيه ( وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ - 55 / زمر ) ( و شما با حواسّ درست درك نمىكنيد و درست در نمىيابيد ) .
--> صورتها دلخوش باشيم به گفتهء راغب : انّه ليس على اساليب الشّعر و لا يخفى ذلك على الاغتنام ، فضلا عن بلغاء العرب بايد گفت شما هر چه هستيد بهتر است بكوشيد محتواى فكرى و سخنان موزون خود را به قرآن تصديق مىكند ، آيا شعر كسى را كه سخن يزيد شرابخواره و ستمگر را مطلع غزلش مىسازد و با صراحت مىگويد : الا يا ايّها السّاقى ادر كاسا و ناولها - و باز مىگويد : هات الصّبوح هيوا يا ايّها السّكارى - و در تمام اشعارش اگر سه و چهار بار نام از قرآن برده ، هزار بار شراب ناب طلبيده و مست خراباتى شده و با حسرتى كافرگونه مىگويد : جبين و چهرهء حافظ خدا جدا نكند * ز خاك بارگه كبرياى شاه شجاع به گفتهء مرحوم اقبال آشتيانى جلّادانى را كه حتّى چشمان برادر و پدر و فرزند خويش از حدقه درمىآورند و از كشتهها پشته مىساختند اينچنين مىستايد و بعد براى عوامفريبى گفته است : به قرآنى كه اندر سينه دارى . آيا حافظ قرآن است و قرآن در اشعارش موزون افتاده ، راستى كه جاى تأسّف است چرا استعدادها در راه انحراف افكار و قلمها در خدمت پوچى انديشهها و صفحات كتابها با لاطائلاتى بى پايه بايد پر شود اميد است شعراى ما قرآن را منشاء الهام و احساس خويش قرار دهند ( همچون مولوى نابغهء بزرگ و اشعار پند آموز و اجتماعى و انسانى سعدى و سنايى ) و در آثار و اشعارشان تجليّاتى از سازندگى و رشد انسانها به سوى اللّه باشد و قلمشان در خدمت مستضعفان صالح نه مستكبران مىخواره و هرزه گردد و استعمارگر قرار گيرد . يعنى قرآن بر اسلوبهاى شعر نيست اين حقيقت بر عامّه مردم پوشيده نيست چه رسد به دانايان و بليغان .